تبلیغات
آئینه خدا







آقا تو را چون حیدر کرار بردند

در پیش چشم بچه های زار بردند


تو آن همه شاگرد داری پس کجایند!

آقا چه شد آن شب تو را بی یار بردند؟


این اولین باری نبود اینطور رفتید

آقا شما را اینچنین بسیار بردند


وقتی شما فرزند ابراهیم هستی

قطعاً شما را از میان نار بردند


آن شب میان کوچه ها با گریه گفتی...

که عمه جان را هم سر بازار بردند


یاد رقیه کردی آنجا که شما را

پای برهنه از میان خار بردند


این ظاهر درهم خودش می گوید آقا

حتما شما را از سر اجبار بردند


سخت است اما آخرش تابوتتان را

آقا هزاران شیعه در انظار بردند







برچسب ها: امام صادق(ع)،
[ یکشنبه 10 شهریور 1392 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ یار ولایت ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب