تبلیغات
آئینه خدا



     

        سالها چیزی به نام زندگانی داشتم       

 عالمی آشفته به نام جوانی داشتم

        آرزویی، حسرتی، خوابی، خیالی، قصه ای   

   یک چنین چیزی به نام زندگانی داشتم

 

یا کربلا



[ شنبه 30 دی 1391 ] [ 06:32 ب.ظ ] [ یار ولایت ] [ نظرات ]



در حریمش مانده نفسم ،صدایم ،ناله هایم
خدا شاهد است كه من آن شبی كه در حریم مولابودم
آن شب،شب معراج من بود





دلم برا حرمت پر میزنه...

[ سه شنبه 26 دی 1391 ] [ 08:24 ق.ظ ] [ یار ولایت ] [ نظرات ]








او که مثل من هزاران دربه در دارد، رفیق!


این محال است از یکی مان چشم بر دارد،رفیق!

آن زمانی که درون روضه می آئیم ما

شخص او بر تک تک ماها نظر دارد رفیق

این مرام اوست از ما چشم پوشی میکند

ورنه خوب از حال و روز ما خبر دارد رفیق

این نشستن را میان روضه دست کم نگیر

یک نفس در روضه ها خیلی اثر دارد رفیق

هر چه شد خرج عزایش آسمانی میشود

چای بعد از روضه هم طعمی دگر دارد رفیق

بسکه با ما مهربانی کرد ، انگاری حسین،

بر گنهکاران نگاهی ویژه تر دارد رفیق!

شاهراه بندگی تنها حسین فاطمه ست

بی حسین راه سعادت هم خطر دارد رفیق!

مرهمی بر زخم های قلب مولا میشود

هر که بین روضه هایش چشم تر دارد رفیق

مادرش زهرا برای ما دعا ها میکند

با همان دستی که بر روی کمر دارد...رفیق







حرم اربعین عاشقی چه زیباست...



[ یکشنبه 24 دی 1391 ] [ 08:19 ب.ظ ] [ یار ولایت ] [ نظرات ]


بنویس روی صفحه قلم ... آه كربلا

آتش گرفت باز دلم ... آه كربلا

دوری ، شكستگی ، دل پرخسته از همه

خیره به قاب عكس حرم ... آه كربلا

بعد از نماز سجده به تربت به یاد تو

هم آه از خجالت و هم آه ... كربلا

پیراهن سیاه تو و شال نوكری

ماه عزا و خیمه غم ... آه كربلا

بغضو سكوتو گریه جانسوز بی كسی

در كوچه ها قدم به قدم ... آه كربلا

پرچم ، كتل حسینیه روضه نوای عشق

سینه زنی و نوحه و دم ... آه كربلا

دلواپسی روز عطش كودك رباب

آب فرات و دست ستم ... آه كربلا

سقا و مشك پاره و دو دست جدا شده

افتادن امیر و علم ... آه كربلا

زینب وداع ، حسین اشاره به قلب خون

بر پهلوی شكسته قسم ... آه كربلا

بانگ نبی روضه گودال قتلگاه

مادر رسید با قد خم ... آه كربلا



[ یکشنبه 24 دی 1391 ] [ 08:08 ب.ظ ] [ یار ولایت ] [ نظرات ]









پایان ماه روضه شده ، غم گرفته ام

هیئت تمام گشته و ماتم گرفته ام

 

بعد از دو ماه گرفت صدا های ذاكران

تازه دلم شكسته شده دم گرفته ام

 

بعد از دو ماه كه در مطبت هستم ای طبیب

از درد عشق گفتم و مرهم گرفته ام

 

مرهم برای درد دلم اشك روضه بود

اینگونه بوده اشك دمادم گرفته ام

 

شبها چقدر گم شده ام بین كوچه ها

وقتی سراغ هیئت و پرچم گرفته ام

 

از مادرت بپرس ، نوكریم را قبول كرد ؟

آیا برات كرببلا هم گرفته ام ؟

 

افسوس می خورم كه زخیرات سفره ات

از دست مهر مادرتان كم گرفته ام

 

دلتنگ می شوم به خدا بر محرمت

خرده مگیریم زچه ماتم گرفته ام

 

ای روضه خوان ادامه بده اشك و آه را

شعر وداع نه ..... شور محرم گرفته ام

[ یکشنبه 24 دی 1391 ] [ 02:42 ب.ظ ] [ یار ولایت ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

نویسندگان
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب